!: اکثر مکالمات این پست عین جملات و برخی نقل به مضمون می باشند، بدون هیچ اغراقی
الف(: به رسم برائت از هرگونه مستعملات تدخینی
1-
-: تازه گیا فلان مشکل رو پیدا کردم، باید برم دکتر
-:خوب آقای فلانی، مال سیگاره، دو ماه نکش، خوب میشه!
-:دو ماه؟!!! تو بگو بمیر ولی سیگارتو بکش!!!!!!!
2-
-: فلانی، خیلی داری زیاده روی می کنی ها؛ بد جور همیشه بوی سیگار میدی ها!
-: بابا سه سال دیگه اینجائیم؛ بذار عقده هامو خالی کنم، رفتم خونه میذارم کنار {به شوخی:} آخه لا مذهب، من باید دود به دود سیگار بکشم!
3-
-:مای فیوریتی! این چه سیگاریه می کشی؟ لااقل یه سیگار آدم وار بکش نه این آشغال که معلوم نیست چی ها توشه!
-:ولم کن عامو، خوردم به خنسی! یه باکسشو می گیرم هزار تومن؛ یه چی مثل وینستون لایت شده پاکتی سه و سیصد!
4-
-:خیلی با سیگار حال می کنی ها، نه؟
-:اصل حاله؛ دیشب "کنستانتین" رو دیدی؟ دم مردنش هم چه صفایی می کرد با سیگار!
-: خوب بنده خدا چار روز دیگه می افتی سقط میشی
-:اومدیم فردا تو خیابون یه ماشین فرتی زیرمون کرد مردیم، خو آدم اون دنیا (...)ش نمی سوزه که چرا تو جوونیش یه پاکت سیگار نکشیده؟
!سایر ادله استعمال دخانیات محترم: چهار ماه دیگه ارشد د ارم – آدم میره دو ساعت سر کلاس این(..... ....) پدر سوخته؛ دمارش در میاد – مشکل خانوادگی دارم، میخوام تا برم دکتر از سرم بندازدش – {به شکل غیر مستقیم:}عاشق شدم !!!! و...
اشکال زیر سیگاری های موجود در خوابگاه رامین: انواع ظروف شامل: بشقاب، ماهی تابه، کاسه، سینی سلف، قندون، ظروف یه بار مصرف و قوطی های کنسرو، و... - انواع جزوات درسی – پاکت سیگار و کبریت – جعبه ی شیرینی، نبات و... – خاک انداز وباز هم و غیره!
ب): نمره گرفتن از اساتید
1-
-:به نظرت با فلان استاد چه کار کنم؟ میندازتم، مشروطی هم هستم!
-: لری بلدی؟
-: لری؟ نه متاسفانه!
-:طوری نیس، برو بهش بگو من هم بختاری ام، فقط چند سال اصفهان زندگی کردم؛ تضمینیه!
2-
-:استاد، می دونم ها! این روزا همه میان الکی میگن داریم مشروط میشیم که خیر سرشون معدل ببرن بالا... خدائیش روم نمیشد بیام، اما خدا وکیلی مجبورم، این ترم دم مشروطی ام اگه میشه...
{دو تا از خانم های اصلاحی که اتفاقاً معمولاض نمره های تاپی هم دارن به همین منظور وارد میشن}
استاد: خوب شما یه دقیقه صبر کن، کار خانم ها رو راه بندازم{خدا رو شکر میکنم که دکم نکرد... الکی خودمو با گوشیم سرگرم می کنمکه دختر ها هم حرفشونو راحت به استاد بگن}
{بعد از رفتن آبجی ها}استاد: خوب حالا ببینم، بولوتوث چی داری؟
-: جانم؟ استاد من گوشیم اصلاً بولوتوث نداره!
-: گوشی به این باریکی مگه میشه بولوتوث نداشته باشه؟ {خدا خدا می کنم یه وقت فکر نکنه خالی بستم!}... خیلی خوب؛ حالا برو ببینم چی کار می تونم برات بکنم
-:اِه، استاد خواهش می کنم؛ حداقل یه نگاه به لیست بندازین یا لااقل اسممو بنویسین یه جا یادتون نره!
-" نه؛ یادم می مونه، برو {این آقای استاد اصلاً فامیل منو بلد نبود!}
جملات جالب دیگه در همین مورد: فلان استاد؟ بابا یه cd براش رایت کردم، 4نمره بهم اضاف کرد – برو یه رفرنس یا یه مقاله انگلیسی ازش بگیر، بده بیرون ترجمه کنن، حله! – بهش گفتم شب امتحان اسهال داشتم، ششمو سینزده کرد!
ج): من باب فعالیت های صنفی فرهنگی در رامین:
1-
-: چرا نمیای واسه شوری صنفی کاندید بشی؟
-:نمی تونم به خدا، نه حوصله کار اجرایی دارم، نه وقت و عرضه اشو!
-: مگه چه کار قراره بکنی؟ مگه قبلی ها چه کار کردن؟ همین که دو ترم پول خوابگاه نمیدی نمی ارزه؟
2-
-:فلانی، انصافاً بیا واسه شوری مرکزی انجمن اسم بنویس، به خدا نیرو به درد بخور هیچی نداریم
-: (..)م خله؟ همینم مونده بیام انجمن، تا ترم آخر پشت سرم هزار تا حرف بزنن!!
{امثال "بدون مرز" خوشحال باشن که تئوری اثبات شده اشون بازم جواب داده!}
3-
-:فلانی، اولا خیلی می اومدی دفتر سر می زدی؛ دیگه پیدات نیس؟
-:خیلی خوشم میاد از (......)؟ بیام ریخت اون مرتیکه (.. ...) رو ببینم یا یه مشت (....) و (... ...) رو؟
4-
-:علی انقدر رفتی انجمن چی شد؟ هر کی یه (...)ی بلند کرده؛ تو چی؟
د): متفرقه:
1-
-:پسر خوب، سینی از سلف میاری لااقل برو بذار سر جاش؛ بیت الماله!
-:تو گیر یه سینی هستی؟ بیچاره برو ببین چقدر چقدر ازمون می دزدن، ککشون هم نمی گزه!
2-
{باورم نمی شد، بعد از دو ترم و خورده ای مسئول خوابگاه یه نجار آورده که یه تخته واسه کمدم برش بده!}
سرپرست خوابگاه: آقای حسن زاده، تخته هه به دستتئن رسید؟
-: ممنون، بله! اما هنوز امتحانش نکردم ببینم اندازه است یا نه
-: نه؛ اندازه است. فابریک خودشونه؛ یه کمد شکسته تو انبار داشتیم، از اون کندم!
{نو دلم، در حالی که دوس داشتم کلمو بکوبم تو سه گوش تیز دیوار!}:خو یعنی نمیشد این کار رو دو ترم پیش انجام بدین آیا؟